1- گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان. ، ghasemi.r@lu.ac.ir 2- گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان. 3- گروه آموزش روانشناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان.
چکیده: (5 مشاهده)
پیشگفتار: در رشتههای مختلف علوم انسانی و سلامت به بزهکاری پرداخته شده است. روانشناسی فردی آدلر یکی از نظریههایی روانشناسی است که نقش قابلملاحظهای در شکلگیری و گسترش سایر نظریهها داشته و بسیاری از سازههای مرتبط با علوم اجتماعی را میتوان بر اساس آن تبیین کرد. هدف از پژوهش حاضر نیز تبیین بزهکاری نوجوانان بر اساس نظریه روانشناسی فردی آدلر بود.
روش: پژوهش حاضر با روش مرور روایتی انجام شد. این پژوهش در پاییز 1403 انجام شد و برای جستجو از کلیدواژههای تکی و ترکیبی «بزهکاری»، «نوجوان»، «آلفرد آدلر»، «آدلر» و «روانشناسی فردی» بدون محدودیت زمانی تا تاریخ 1403 شمسی و 2024 میلادی در پایگاههای نمایه کننده منابع همچون Magiran ،SID Pubmed،ScienceDirect،Google Scholar،LibGen استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد بر اساس روانشناسی فردی نوجوانان بزهکار به دلیل سبک زندگی مخرب و تحتتاثیر سالهای اولیه زندگی و جو نامطلوب خانواده از سطوح پایینتری از علاقه اجتماعی برخوردار هستند و به دلایلی همچون دفاع از عزتنفس شکننده به بزهکاری گرایش پیدا میکنند؛ زیرا بزهکاری بهعنوان یک مکانیزم جبران غیرسازنده و هدفمند برای مواجهه با احساس حقارت با دلسردی و عقده حقارت همراه است و مانع از انجام تکالیف زندگی میشود. از سوی دیگر بر اساس نظریه آدلر که روانشناسی شجاعت و روانشناسی استفاده هم شناخته میشود از طریق قدرت خلاق خود امکان تغییر، رشد و بهبودی در هر مرحله از زندگی وجود دارد.
پیآمد: یافتههای پژوهش حاضر تلویحات مهمی در زمینه پیشگیری از بزهکاری و جرم در نوجوانان و افزایش سلامت اجتماعی دارد؛ بهطوریکه هر اقدامی که موجب شکلگیری سبک زندگی سازنده در کودکی شود با عملکرد بهتر در سایر مراحل رشدی همچون نوجوانی همراه است. همچنین روشهای مختلف همچون خودکاوی و دریافت مشاوره و رواندرمانی آدلری موجب بهبود سبک زندگی سازنده و بهتبع آن عملکرد بهتر و کاهش آسیبهای فردی، خانوادگی و اجتماعی همچون بزهکاری میشود.
Ghasemi Jobaneh R, Abbasi M, Dargahi S. An Explanation of Adolescent Delinquency Based on Adler’s Theory of Individual Psychology. Socialworkmag 2025; 13 (4) :14-24 URL: http://socialworkmag.ir/article-1-935-fa.html